بازی زندگی
زندگی حس غریبیست که یک مرغ مهاجر دارد
سه شنبه 10 اردیبهشت 1392 :: نگار

اگر درد داری تحمل کن

روی هم که تلنبار شد

دیگر نمیفهمی کدام درد از کجاست

کم کم خودش بی حس میشود !





نوع مطلب : زندگی، 
برچسب ها : درد، تحمل،
لینک های مرتبط :
شنبه 29 مهر 1391 :: نگار
من زنم
با دست هایی که دیگر دلخوش به النگو هایی نیست
که زرق و برقش شخصیتم باشد
من زنم ...
و به همان اندازه از هوا سهم میبرم که ریه های تو .
میدانی ؟
درد آور است من آزاد نباشم که تو به گناه نیفتی
قوس های بدنم به چشم هایت بیشتر از تفکرم می آیند
دردم می آید نمی فهمی
تفکر فروشی بدتر از تن فروشی است
من محتاج درک شدن نیستم
دردم می آید خر فرض شوم
دردم می آید آنقدر خوب سر وجدانت کلاه میگذاری
و هر بار که آزادیم را محدود میکنی
میگویی من به تو اطمینان دارم اما اجتماع خراب است
نسل تو هم که اصلا مسوول خرابی هایش نبود ..

میدانی ؟
دلم از مادر هایمان میگیرد
بدبخت هایی بودند که حتی میترسیدند باور کنند حقشان پایمال شده
خیانت نمیکردند .. نه برای اینکه از زندگی راضی بودند
نه .. خیانت هم شهامت میخواست ..


نسل تو از مادر هایمان همه چیز را گرفت
جایش النگو داد ...
مادرم از خدا میترسد ...
از لقمه ی حرام میترسد ...
از همه چیز میترسد
تو هم که خوب میدانی ترساندن بهترین ابزار کنترل است ..


دردم می آید که به قول شما تمام زن های اطرافتان خرابند ...
و آنهایی هم که نیستند همه فامیل های خودتانند ...
مادرت اگر روزی جرات پیدا کردی ازش بپرس
...
بیچاره سرخ می شود و جوابش را باور کن به خودش هم نمی دهد
 
...
دردم می آید
از این همه بی کسی دردم می آید .




نوع مطلب : دخترونه، زندگی، 
برچسب ها : زن، مادر، خیانت، حق، درد، خر، محدودیت، خراب، اجتماع، تن فروشی، افکار، النگو، زرق و برق، محتاج، قوس بدن،
لینک های مرتبط :




اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ
بیاور
و یك دریچه كه از آن
به ازدحام كوچه ی خوشبخت بنگرم
فروغ فرخزاد

مدیر وبلاگ : نگار
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic