بازی زندگی
زندگی حس غریبیست که یک مرغ مهاجر دارد
سه شنبه 31 تیر 1393 :: نگار
باباها واقعا خاصن. همیشه مهر مامانو میبینی لمسش میكنی چون بغلت میكنه ،بوست میكنه، نازتو میكشه قربون صدقه ات میره ،غذایی كه دوس داری رو درست میكنه ولی بیشتر باباها از این كارا نمیكنن.
 نه كه دوستت نداشته باشنا نه . مدلشون فرق داره.شاید بهت نگه دخترم /پسرم خیلی دوست دارمو بغلت كنه ولی همین كه شب میاد خونه و هله هوله هایی كه دوس داری واست میخره، وقتی بی بهونه و با بهونه بهت پول میده، وقتی یهو بهت میگه پاشو بریم فلان جا من خرید دارم پیش موتور / ماشین وایسا ، وقتی یهویی واست شارژ میفرسته، وقتی نصفه شب میگی چقد دلم بستنی خواس یه نگاه بهت بكنه بگه از زن حامله بدتری و بره با یه نایلون پر بستنی برگرده ،وقتی یه جوری اذیتت میكنه تا صدات درآد و باهاش كل كل كنی،  وقتی نذاره یخچال از میوه هایی كه دوس داری خالی بشه ، وقتی شاید خودش به یه لباس مناسب خیلی نیاز داره ولی پول میذاره رو اپن میگه واسه خرید بچه ها و  خیلی خیلی موردایی اینجوری اینا همه عشق مدل باباهاس به بچه هاشون. باباهایی كه حاضرن بمیرن ولی بچش احساس كمبود و نداری نكنه.
یكم دركشون سخته واسه همین بابان .اگه راحت میشد ذهنشون رو خوند و فهمیدشون نه مرد میشدن نه بابا؛ مامان میشدن!!!
اینا باباهای سرزمین منن. بابایی كه به داشتنش افتخار میكنم . شاید باهام قهر كنه تنبیه و تحریمم كنه ولی میدونم دوسم داره و دوسش دارم .

سایه ی پدر مادرمون ایشالا سالم و سلامت همیشه بالای سرمون باشه





نوع مطلب : یه مرد، 
برچسب ها : بابا،
لینک های مرتبط :




اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ
بیاور
و یك دریچه كه از آن
به ازدحام كوچه ی خوشبخت بنگرم
فروغ فرخزاد

مدیر وبلاگ : نگار
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات